تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی رایه العباس

پایگاه اطلاع رسانی رایه العباس
قالب وبلاگ
پنج ویژگی رزمنده ولایت‌مدار

بر این اساس رزمندگان جبهه پیروان انبیا، مبارزان مدافع ولایت، پنج ویژگی‌دارند:
۱- با خدا و غرق در خدا هستند.
۲- صبور و بردبارند (این دو، مورد بحث ما نیست) 

و سه ویژگی اینها سلبی است:
یعنی خداوند در این آیه اول می‌فرماید: «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا» وهن در زندگی یک مجاهد نیست، دوم؛ ضعف در زندگی‌اش نیست، و سوم؛ استکانت در زندگی‌اش جای ندارد، تفاوت این سه نكته در كجاست؟ وهن یعنی ضعف اراده و تصمیم‌گیری و عزم از یك سو و ضعف جسمی؛ سست بودن جسمی از سوی دیگر و استکانت یعنی کرنش و خضوع در مقابل دشمن. بعضی از مفسرین ذیل این آیه نوشته‌اند: این مثلث سه ضلعی عامل سقوط است. وهن و ضعف و استکانت یعنی سستی اراده و جسم و کرنش و خضوع در مقابل دشمن، کوتاه آمدن در مقابل دشمن. «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ».
لذا رزمندگان، مجاهدان و شجاعان عزم قوی دارند هیچ‌گاه در مقابل دشمن از خودشان ضعف اراده نشان نمی‌دهند. چون اراده‌شان قوی است؛ ضعف جسمی هم ندارند. 

انت حی لاتنصره!
دست باید محکم باشد تا ۴هزار آدم را از کنار شریعه فراری بدهد، این بدن محکم است! اما این بدن قوی از درون قوی و شدید حاصل آمده است یعنی عزم محکم است. مشکلی که الان در جامعه داریم همین است. یک نگاهی به این صحنه کربلا کنید، فکر می‌کنید اینهایی که نیامدند نمی‌دانستند پسر زهرا(س) را باید یاری کرد؟ امیرالمومنین(ع) دست گذاشت روی شانه امام حسین(ع)، براء بن عاذب هم ایستاده بود. می‌گوید امام علی(ع) به من فرمود: ای براء این حسین من است «یقتل بارض بابل» در سرزمین کربلا کشته می‌شود «و انت حی لاتنصره» تو در آن روز زنده هستی و یاری‌اش نمی‌کنی، عجیب است. اصلا بعضی از اینها در مسیر خودشان به امام حسین(ع) گفتند ما از جدت شنیدیم که فرمود تو شهید می‌شوی، حتی بعضی گفتند از جدت شنیدیم که فرمود هرکس حاضر باشد و صدای حسین من را بشنود و یاری‌اش نکند؛ عذاب در انتظارش است.
یا شخصی به نام «هرثمه» می‌گوید: من در صفین با امام علی(ع) بودم، وقتی از صفین برمی‌گشتیم، رسیدیم به سرزمینی که نامش کربلاست. دیدم آقا پیاده شد مقداری از خاک را برداشت و بویید و بوسید و فرمود: خوشا به تو ای خاک، رجالی از روی تو برمی‌خیزد. بدون حساب وارد بهشت می‌شوند در حالی که امام حسین(ع) هم آنجا ایستاده بود.
 
آقا به او فرمود «صبرا یا اباعبدالله(ع)» حسینم آن روز صبور باش همین آقا در لشکر عمر سعد بوده. در ایام محرم خودش آمد خدمت حضرت امام حسین(ع) گفت: یا بن رسول‌الله! من در همین سرزمین از پدرت امیرالمومنین(ع) شنیدم درباره شما این‌طور فرمود و من آن روز آن حرف را بزرگ شمردم و تمسخر کردم. گفتم مگر می‌شود یک کسی آینده‌نگری کنداما امروز نتیجه آن را می‌بینم. یابن‌رسول‌الله! پدر شما خبر داد کسانی که اینجا کنار شما کشته شوند بدون حساب به بهشت می‌روند. پدر شما فرمود در گذشته و آینده نظیر ندارند. 

امام حسین(ع) به او فرمود: «انت معنا او علینا» حالا تو با ما یا با دشمن ما هستی؟ گفت: «لا لک و لا علیک» من نه با شما و نه با دشمن شما هستم! «لی اولاد صغار» من بچه‌های کوچک دارم، می‌روم کوفه از زن و بچه‌ام محافظت کنم. 

متاسفانه افراد متعدد این جواب را به امام حسین(ع) دادند. این وهن و سستی است. 

آل عقیل؛ پسران ام‌البنین
شب عاشورا امام حسین(ع) به فرزندان عقیل فرمود: همه‌تان بروید شما یک آقایی مثل مسلم داده‌اید دیگر بس است. من همین را از شما پذیرفتم. آل عقیل بالغ بر ده شهید در کربلا داشتند. آقا به همه فرمود که بروید ولی به بعضی‌ها خصوصی فرمود به مجموعه‌تان برگردید من بیعتم را از شما برداشتم که اشک در چشمان بچه‌های عقیل حلقه زد و رو کردند به اباعبدالله(ع) و گفتند: به خدا از این صحرا نمی‌رویم تا شهادت و جان دادن ما را شما ببینی. تا اراده قوی است، خبری از ضعف در جسم نیست تا اراده قوی است خبری از استکانت و کرنش در برابر دشمن نیست. 

پسران ام‌البنین! همه صغیر بودند وقتی امیر‌المومنین به شهادت رسید. بعضی‌هایشان فقط شیرخواره بودند بابا را دیدند. در کربلا یکی از برادران عباس فقط ۲۱ سالش است در زمان امام علی(ع) دو، سه سال داشته. بزرگ اینها اباالفضل(ع) است که زمان امام علی(ع) ۱۶ سال داشته است. ام‌البنین اینها را یتیم بزرگ کرده و فرستاده کربلا. 

صبح عاشورا عباس سه برادرش را جمع کرد و گفت: بچه‌های مادر من جلو بروید مقابل دشمن، حتی اراکم قتیلا و نصحتم لله و لرسوله. من می‌خواهم جان دادن شما را ببینم و یاری کردن شما را به پسر فاطمه(س) خودم ببینم و شاهد باشم. 

دوری از سه ضلع شوم
این مثلث سه ضلعی را در زندگی‌مان دور کنیم. خدا می‌فرماید: اگر کسی سه ویژگی یعنی ضعف اراده، ضعف قوا و کرنش در برابر دشمن را از خودش دور کرد و صبوری کرد و با خدا بود ما ثواب دنیا و آخرت را به او می‌دهیم و دستش را می‌گیریم و رهایش نمی‌کنیم. حالا اینها را می‌دانیم. اما نمی‌دانیم چرا اراده‌ها ضعیف است؟ چرا بعضی در مقابل دشمن کرنش می‌کنند(!) عبیدالله بن عباس شب در رکاب امام حسین(ع) است و صبح به معاویه پیوسته؟ چرا بعضی‌ها مثل شبث بن ربعی هم در سپاه امام حسین(ع) پیدایش می‌شود هم در سپاه مختار، هم در سپاه مصعب بن زبیر؟ چقدر این آدم ملعون است؟ اینها سه جبهه جداست، سه زاویه جداست، چرا بعضی اراده و عزمشان ضعیف می‌شود؟ 

ضعف بینش؛ تعلقات
این سوال دو پاسخ دارد:
۱- ضعف بینش، ضعف آگاهی
۲- تعلقات، وابستگی‌ها
البته به نظر من دومی بیشتر است. اما بعضی از اوقات ضعف‌های اراده به این می‌رسد که آدم آگاهی‌اش کامل نیست. اگر کسی بداند وقتی چشمش را بر روی نامحرم ببندد چه می‌شود هیچ وقت به نامحرم نگاه نمی‌کند. اباعبدالله(ع) یک نامه‌ای در روز ششم محرم نوشته است جالب است. ایشان ۳ نامه به محمد حنفیه دارد؛ یکی در مدینه است که وصیتنامه‌اش است، دومی از مکه است، سومی را ششم محرم به محمد حنفیه نوشته است. یقینا این نامه قبل از روز عاشورا به محمد حنفیه نمی‌رسیده است. پس چرا نوشته شده است؟ نامه یک سطر است. 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مِن حسین بن علی الی اخیه؛ این نامه از حسین(ع) است به برادرش محمد حنفیه و تمام کسانی که در مدینه از بنی‌هاشم هستند کأنّ الدّنیا لم‌تکن و کأنّ الاخره لم‌تزل والسلام 

دو تا کلمه است! مردم، مثل اینکه دنیا اصلاً وجود نداشته است و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست. 

برتری‌جو و مفسد نباشید
امیر‌المومنین(ع) می‌آید و در بازار کوفه می‌ایستد گاهی اشک می‌ریخت، گریه می‌کرد و می‌فرمود: «تلک الدار الاخره نجعلها ‌للذین لایریدون علوّا فی الارض و لافساداً» این آیه باید نصب‌العین همه مسئولین نظام ما باشد. در آخرت عاقبت‌ به‌خیری برای کسی است که دو ویژگی‌ دارد:
۱- متکبر و به دنبال علو نباشد
۲- اهل فساد نباشد.
اگر می‌خواهید عزمتان را قوی کنید:
۱- بینشتان را قوی کنید.
۲- تعلقات را پایین بیاورید. اگر تعلقات و وابستگی‌ها کم شد انسان راحت می‌تواند عزم و اراده را قوی کند. 

پس آیه ۱۴۶ آل عمران ۵ ویژگی برای رزمنده‌ها بیان داشت:
۱- خدایی بودن
۲- صبور بودن
۳- عزم قوی داشتن
۴- ضعف نداشتن
۵- کرنش در مقابل دشمن نکردن
و می‌گوید می‌دانی رزمنده‌ها بعدش چه دعایی دارند؟ 

می‌دانی این‌ آدم‌هایی که قوی‌اند شجاع‌اند، صبورند و غرق در خدایند دعایشان چیست؟ «وما کان قولهم الا ان قالو ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی‌امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی‌القوم‌ الکافرین» اسم این دعا را من می‌گذارم دعای رزمندگان. 

این آدم‌هایی که اینطورند دعایشان این است: خدا ما را ببخش، خدایا ما را استوار کن، خدایا ما را پیروز کن. بعد می‌دانید خدا چه می‌گوید؟ آخرش خوش است. آیه ۱۴۸ را هم ببینید می‌گوید: آنهایی که این ویژگی‌ها را دارند این دعا را هم می‌خوانند ما دو ثواب به آنها می‌دهیم: «ثواب الدنیا و ثواب الاخره» هم در دنیا دستشان را می‌گیریم، هم درآخرت.
عباس(ع) عبد صالح خدا مصداق این آیه بود، تمام وجود علمدار کربلا اطاعت و پیروی محض از امامش است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 27 دی 1390 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

امام رضا علیه‏السلام درباره‏ علت کندی یا اجابت نشدن دعای بندگان سخن می‏ گفت، احمد بن محمّد بن ابی‏نصر می‏ گوید: به ابوالحسن علی بن موسی الرضا (ع) عرض کردم: فدایت گردم، من تقاضایی چندین و چند سال قبل از خدا کردم و از تأخیر اجابتش در دلم شبهه و نگرانی پدید آمده است. حضرت در جوابم فرمود: ای احمد برحذر باش که شیطان راهی در [دل] تو باز کند تا تو را از رحمت خدا مأیوس سازد.


همانا ابوجعفر (یعنی امام باقر علیه‏السلام) می‏ فرمود: هنگامی که مؤمن حاجت خود را از خدا طلب می‏کند، خدای متعال آن را عطا می‏ فرماید، اما پاسخ وی را به خاطر عشق به صدای او و شنیدن ناله‏ هایش به تعویق می‏اندازد.

سپس فرمود: آنچه خدای تبارک و تعالی در این دنیا دیرتر به مؤمن بدهد بهتر از آن است که زودتر عطا فرماید. مگر این دنیا چه ارزشی دارد؟

ابوجعفر علیه‏السلام می‏ فرمود: «دعای مؤمنین در حال رفاه و آسایش باید همانند دعایشان در حال سختی و گرفتاری باشد. مؤمن نباید نگران این باشد که چه موقع به خواسته‏ ی خود می‏رسد و از دعا کردن خسته نشود، زیرا موقعیتی است بزرگ برای اینکه با خدای بزرگ و متعال باشد.» پس صبر پیشه کن و در طلب حلال باش و پیوند خویشی را محکم نما و بر حذر باش از نشان دادن دشمنی آشکار با مردم، زیرا ما خاندان پیامبر می‏ پیوندیم به کسی که از ما بریده است و خوبی می‏ کنیم به کسی که به ما بدی کرده است. از این رو به خدا سوگند، نتیجه‏ی آن را خوب می‏بینیم. هنگامی که نعمتهای انسان زیاد شد، او در خطر است، زیرا وظایفی بر او واجب می‏شود و از این طریق آزمایش شده و مورد امتحان الهی قرار می‏گیرد. به من بگو که اگر من بعضی از کلمات را به تو بگویم به آنها اعتماد می‏کنی؟

احمد پاسخ داد: فدایت گردم، اگر من به تو اعتماد نکنم پس به چه کسی اعتماد کنم؟ تو حجت خدا بر مخلوقاتش هستی.


امام پاسخ داد: بنابراین باید بیشتر به خدا اعتماد داشته باشید، زیرا شما او را ملاقات می‏کنید. آیا خدای تبارک و تعالی نگفته است: «و چون بندگانم درباره‏ی من از تو سؤال کنند، من مطمئناً به آنان خیلی نزدیکم. من دعای آنها را پاسخ می‏دهم وقتی آنها مرا بخوانند»(1) آیا او نگفته است: «از رحمت خدا مأیوس نباشید»(2) و آیا او نگفته است: «خدا وعده کرده است که شما را مورد عفو و بخشش قرار دهد»(3) بنابراین باید به خدا بیش از هر کس دیگری اعتماد داشته باشی. جایی در جان شما جز خوبی نیست و شما آمرزیده خواهید شد.(4) امام عللی را که مانع دعا و تأخیر در استجابت آن می‏ شود، تذکر داده و به علاوه اصرار کرده است به مسلمانان که از اخلاق اهل‏ بیت پیامبر علیهم‏السلام پیروی کنند.





طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 27 دی 1390 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
شهات حضرت رقیه (س) در شام و بنای مرقد ایشان در این سرزمین، تبدیل به جلوه‌ای از مظاهر هدایت امام حسین (ع) شد و باعث کم‌رنگ‌تر شدن اثرات تهاجمات و جنایات بیست ساله معاویه گردید.

http://up.behtarin.com/uploads/6365d3cb592.jpg


اثبات وجود تاریخی حضرت رقیه (س)
 
یکی از شهیدان قیام حسینی که نقش بسیار تاثیر‌گذاری درتبدیل واقعه عاشورا به یک جریان سیال تاریخی داشت، حضرت رقیه (س)، دختر سه‌ساله امام حسین (ع) است (که بارگاه آن مخدره در شهر شام واقع شده است). بعضی از مورخین درباره وجود تاریخی حضرت رقیه(س) سعی در شبهه پراکنی دارند، اما با توجه به مستندات تاریخی که در کتاب منتخب التواریخ  نقل شده می‌توان به تمام این شک و دودلی‌ها پایان داد.
 
در قسمتی از این مستندات تاریخی، جریان تعمیر و بازسازی قبر این بانوی سه ساله ذکر شده که بدین صورت است: چندین بار سید ابراهیم دمشقی و خانواده‌اش در عالم رویا خواب این بانوی سه ساله را می‌بینند. در خواب از سید ابراهیم خواسته می‌شود که به نزد والی شام برود و از او بخواهد که قبر را تعمیر کنند؛ زیرا داخل قبر آن حضرت آب جمع شده بود و جسم مطهر ایشان معذب بود.
 
والی شام با مطلع شدن از این جریان از علما شیعه و سنی خواست که غسل کنند و در نزد مرقد آن بانو جمع شوند و قرار بر این شد كه قفل به دست هر شخصی باز شد، متصدی نبش قبر و تعمیر آن شود. قفل تنها به دست سید ابراهیم دمشقی که نسبش منتهی به سید مرتضی علم الهدی می‌شود، باز شد و بدن شریف آن حضرت را به مدت سه روز از قبر خارج کردند و به تعمیر آن پرداختند. (برای اطلاع از جزئیات بیشتر به کتاب لهوف سیدبن طاووس مراجعه شود)


شهادت غم انگیز حضرت رقیه بر اساس3منبع

شهادت غم انگیز حضرت فاطمه صغری و یا رقیه علیها سلام، دختر امام حسین(ع) چنین است:

عصر روز سه شنبه در خرابه در كنار حضرت زینب(س) نشسته بود. جمعی از كودكان شامی را دید كه در رفت و آمد هستند.

پرسید: عمه جان! اینان كجا می روند؟ حضرت زینب(س)فرمود: عزیزم این ها به خانه هایشان می روند. پرسید: عمه! مگر ما خانه نداریم؟ فرمودند: چرا عزیزم، خانه ما در مدینه است. تا نام مدینه را شنید، خاطرات زیبای همراهی با پدر در ذهن او آمد.

بلافاصله پرسید: عمه! پدرم كجاست؟ فرمود: به سفر رفته. طفل دیگر سخن نگفت، به گوشه خرابه رفته زانوی غم بغل گرفت و با غم و اندوه به خواب رفت. پاسی از شب گذشت. ظاهراً در عالم رؤیا پدر را دید. سراسیمه از خواب بیدار شد، مجدداً سراغ پدر را از عمه گرفت و بهانه جویی نمود، به گونه ای كه با صدای ناله و گریه او تمام اهل خرابه به شیون و ناله پرداختند.

خبر را به یزید رساندند، دستور داد سر بریده پدرش را برایش ببرند. رأس مطهر سید الشهدا را در میان طَبَق جای داده، وارد خرابه كردند و مقابل این دختر قرار دادند. سرپوش طبق را كنار زد، سر مطهر سید الشهدا را دید، سر را برداشت و د رآغوش كشید.

بر پیشانی و لبهای پدر بوسه زد و آه و ناله اش بلند تر شد، گفت: پدر جان چه كسی صورت شما را به خونت رنگین كرد؟ پدر جان چه كسی رگهای گردنت را بریده؟ پدر جان «مَن ذَالَّذی أَیتَمَنی علی صِغَرِ سِنِّیِ» چه كسی مرا در كودكی یتیم كرد؟ پدر جان یتیم به چه كسی پناه ببرد تا بزرگ بشود؟ پدر جان كاش خاك را بالش زیر سرم قرار می دادم، ولی محاسنت را خضاب شده به خونت نمی دیدم.

دختر خردسال حسین(ع) آن قدر شیرین زبانی كرد و با سر پدر ناله نمود تا خاموش شد. همه خیال كردند به خواب رفته. وقتی به سراغ او آمدند، از دنیا رفته بود. شبانه غساله آوردند، او را غسل دادند و در همان خرابه مدفون نمودند.

شرح شمع: صفحه 310 - نفس المهموم456 -الدمع الساكه141





ادامه مطلب

طبقه بندی: اعتقادی،  مذهبی، 
[ جمعه 9 دی 1390 ] [ 11:05 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
659645_orig.jpg

اگر اقتدا کننده 1 نفر باشد ، پاداش 150 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 2 نفر باشد ، پاداش 600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 3 نفر باشد ، پاداش 1200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 4 نفر باشد ، پاداش 2400 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 5 نفر باشد ، پاداش 4800 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 6 نفر باشد ، پاداش 9600 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 7 نفر باشد ، پاداش 19200 نماز داده می شود.
اگر اقتدا کننده 8 نفر باشد ، پاداش 36400 نماز داده می شود.
اگر اقتداکنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسیدند،پاداش 72800 نماز دارد.
ولی،همین که عدد افراد از 10 گذشت ،حساب آنرا جز خدا کسی نمی داند.
مستدرک الوسائل ج 1 ص 487 / رساله حضرت امام مسئله 1400



طبقه بندی: اعتقادی،  فرهنگی،  مذهبی، 
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 10:45 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
اگه قرار باشه یه اسم برا این آقا انتخاب کنید چی براش می ذارید؟

البته به غیر از هادی ساعی





طبقه بندی: اعتقادی،  فرهنگی،  مذهبی، 
[ شنبه 19 آذر 1390 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

 



فرض کن حضرت مهدی(عج) به تو مهمان گردد

ظاهرت هست چنانکه خجالت نکشی؟؟؟

باطنت هست پسندیده ی صاحب نظری؟؟؟

خانه ات لایق او هست که مهمان گردد؟؟؟

لقمه ات در خور او هست که نزدش ببری؟؟؟

پول بی شبهه و سالم ز همه داراییت

داری آنقدر که یک هدیه برایش بخری؟؟؟
 

حاضری گوشی همراه تو را چک بکند ؟؟؟

با چنین شرط که در حافظه دستی نبری!!!

واقفی بر عمل خویش تو بیش از دگران؟؟؟

گر چنین بود میتوان گفت شیعه اثنا عشری
 

 

اللهم عجل لولیک الفرج




طبقه بندی: اعتقادی، 
[ پنجشنبه 17 آذر 1390 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
ghadir 22 جمله های زیبا مخصوص عید سعید غدیر خم 90 91


 

            خورشید چراغکی  ز رخسار عَلیست(ع)


                                         مه نقطه کوچکی  ز پرگار عَلیست(ع)


            هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات


                        همسایه دیوار به دیوار عَلیست(ع)


عید سعید غدیر خُم

بر رهروان ولایت مبارک باد




طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی،  اعتقادی،  دست نوشته های مدیر وبلاگ، 
[ سه شنبه 24 آبان 1390 ] [ 12:09 ق.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
اس ام اس تبریک ولادت امام هادی (علی النقی) (ع)





میلاد با سعادت دهمین خورشید تابناک آسمان ولایت


حضرت امام هادی (ع)


بر تمام شیعیان جهان مبارک باد




طبقه بندی: ویژه نامه اهل بیت،  مذهبی،  فرهنگی،  اعتقادی، 
[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 08:13 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

وجود تابناک امام هادی (ع) ، روشنی بخش جهان پر از ظلم و ستم و جهل و بی ایمانی و مایه افتخار و مباهات دوستداران اهل بیت (ع) بود. وی رسالت امامان پیش از خود را به خوبی به انجام رسانید.

     امام هادی (ع) صبح روز پانزدهم ذیحجه سال 212 هجری به دنیا آمد. نخستین فرزند پیشوای نهم شیعیان در اطراف مدینه ، شهر نورانی پیامبر عظیم الشأن اسلام و در محلی به نام " صریا " دیده به جهان گشود.(1)

      نام شریف دهمین امام شیعیان حضرت امام هادی علیه السلام، علی است و مشهورترین القاب ایشان
 "  نقی " و " هادی " می باشد و کنیه اش ابوالحسن است.

      پدر بزرگوار امام هادی، حضرت امام محمد تقی جواد الائمه (ع)  و مادر بزرگوارش سمانه کنیزی با فضیلت و با تقوا بود. (2)

     با شهادت امام جواد (ع) در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند.

     حضرت هادی 42 سال عمرکرد، اما دوران امامت 34 ساله ایشان نسبت به برخی دیگر از ائمه (علیهم السلام) طولانی‌تر است . امام جواد (ع) در زمان حیات خود بارها به امامت فرزندش تصریح فرموده بود.

 

 همسر و فرزندان امام (ع)

      حضرت هادی علیه السلام حدود هجده سالگی یعنی تقریباً در سال 230 هـ. ق با زنی به نام حدیث یا سوسن ازدواج کرد  که ثمره این ازدواج امام حسن عسکری علیه السلام است. فرزندان دیگر امام عبارتند از : حسین، محمد ،جعفر کذاب و دختری به نام علیّه یا عایشه.


شرایط اجتماعی ، سیاسی دوره امام (ع)

 1-  از بین رفتن عظمت خلافت عباسی : خلافت در دوره اموی و عباسی همواره زمامداران ، با شکوه و باهیبت داشت ، اما در این دوره بر اثر نفوذ ترکان و بردگان در دستگاه خلافت ، عظمت آنان از بین رفت و خلیفه عباسی عملاً تبدیل به یک مقام تشریفاتی شده بود.

2-    هوسرانی درباریان : خلفای عباسی عمده وقت خود را به خوشگذرانی و میگساری می گذراندند و دربار غرق در گناه و فساد بود.

3-    ظلم و ستم به مردم : غارت بیت المال و مصرف آن در عیاشی ها و هوسرانی ها به همراه ظلم و ستم ، مردم را ناراضی و شاکی می کرد.

4-  افزایش نهضت های علوی : دولت عباسی همواره تلاش می کرد که با ایجاد نفرت نسبت به علویان در جامعه ، آن ها را سرکوب کندو چون قدرت خود را متزلزل می دید از وقوع این نهضت ها می ترسید.

 

انتقال امام هادی (ع) از مدینه به سامراء

      عبدالله بن محمد هاشمی ، فرماندار وقت مدینه ، طی نامه های متوکل ، خلیفه عباسی را از اقدامات سیاسی امام نگران کرد و پایگاه اجتماعی امام را برای متوکل تشریح کرد.(3)

     متوکل عباسی برای این که فعالیت های امام را زیر نظر و تحت مراقبت شدید قرار دهد ، وی را از مدینه به سامرا منتقل کرد.

     امام ، از نیت متوکل آگاه بود ولی چاره ای جز رفتن به سامرا نداشت ، در واقع نپذیرفتن دعوت متوکل باعث تحریک بیشتر وی می‌شد و بهانه به دست او می داد تا مشکلات بیشتری را برای حضرت فراهم آورد.


امام هادی (ع) در زندان متوکل

     متوکل عباسی ، کینه شدیدی از امام به دل داشت و همیشه در صدد آزار و اذیت آن حضرت بود. با آن که با  امام در سامرا مانند یک زندانی برخورد می کرد ولی پس از احضار امام (ع) از مدینه به سامرا ، دستور داد که مدتی حضرت را زندانی کنند.

      متوکل در آخرین روزهای عمرش به پیشکار خود ، سعید بن حاجب دستور دادتا امام را به قتل برساند. (4)

 

مکتب های کلامی در زمان امام هادی (ع)

     مکاتب متعدد به ویژه معتزله و اشاعره رواج یافته بود و نظریات کلامی فراوان در زمان امامت امام علی النقی (ع) جامعه اسلامی پدید آمده بود. مباحثی مانند جبر ، تفویض ، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا،جسمیت خدا . بنابراین امام (ع) می بایست هدایت و رهبری فکری شیعیان را شدت می بخشید و آرا و نظریات مطرح شده را با استدلال های قاطع و محکم ، باطل می نمود.

اکثر مناظرات امام ، پیرامون موضوعات کلامی بود و در نهایت ، برتری مبانی اعتقادی شیعه ثابت می شد. به عنوان مثال می توان به نامه امام در پاسخ سؤال مردم اهواز درباره موضوع جبر و تفویض اشاره کردکه به موجب آن ، نظریه درست را که نه جبر است و نه تفویض ، به اثبات رسید. (5)

     هم چنین گروه باطل و منحرف غلات در دوران امامت امام هادی (ع) فعال ،  با افکار پوچ و بی اساس بودند و خود را شیعه معرفی می کردند. آنان در باره امام غلو می کردند و گاهی خود را منصوب از طرف امام قلمداد می کردند . بدین وسیله موجبات بدنامی شیعیان را فراهم می آوردند. امام هادی (ع) از این گروه تبری جسته و با آن مبارزه می کرد.

 

فضایل امام

       امام هادی علیه السلام با توجه به شرایط مختلف مکانی و زمانی، با استفاده از نفوذ معنوی و تأثیر فوق‌العاده خویش صحنه هایی را برای اتمام حجت و تبیین حق و هدایت افراد به تماشا می‌گذاشت.

     تدبیر و نگرش توحیدی و نحوه برخورد صحیح امام در زمان حکومت عباسیان موجب گردید تا دقیق‌ترین معارف توحیدی و اعتقادی را به مسلمانان بشناساند.

     پاسخ امام هادی علیه السلام به پرسش‌های گوناگون مردم ، احتجاجات آن حضرت در زمینه‌های
 مختلف و زیارت معروف به جامعه کبیره که معرفی و تبیین مقام رفیع امامان معصوم (علیهم السلام) است نیز از سخنان ارزشمندی است که از ایشان به یادگار مانده است.

      از حضرت هادی (ع) همچون سایر امامان شیعه نمونه‌های فراوانی از معجزات و کرامات ، مکارم اخلاق، استجابت دعاها ،کلمات و سخنان آموزنده و حیات‌بخش در موضوعات مختلف در تاریخ اسلام  به ثبت
 رسیده است .

 

شاگردان مکتب امام (ع)

      فضای جامعه در عصر امام هادی (ع)پر از خفقان و وحشت بوده و قابل مقایسه با دوران امامت امام باقر و صادق (ع) نبود. اما حضرت درهمان شرایط نامساعد ، علاوه بر فعالیت های فرهنگی از طریق مناظره ، مکاتبه ، پاسخگویی به سؤالات و شبهات و توضیح بینش صحیح در مقابل مکاتب منحرف ، راویان و محدثان شیعه را تربیت کرد و علوم اسلامی را به آنان آموزش می داد.

     شیخ طوسی ، دانشمند جهان اسلام ، تعداد شاگردان آن حضرت را در زمینه های گوناگون علوم اسلامی 185 نفر می داند. (6)

     در میان شاگردان امام ، چهره های درخشان علمی مانند فضل بن شاذان ، حسین بن سعید اهوازی و عبدالعظیم حسنی به چشم می خورد که برخی از آنان دارای تألیفات ارزشمند و آثار و خدمات علمی هستند که در کتب رجال عنوان شده است.


امام هادی و شیعیان ایشان در ایران

      در قرن نخست اغلب شیعیان از شهر کوفه بودند. از دوران امام باقر و امام صادق (علیهما السلام)به بعد ، لقب" قمی" در آخر اسامی تعدادی از اصحاب ائمه به چشم می خورد. اینان اشعری های عرب تباری بودند که در قم می زیستند. در زمان امام هادی علیه السلام، قم مهمترین مرکز تجمع شیعیان ایران بود و روابط خوبی میان شیعیان این شهر و ائمه (ع) وجود داشت. شهر کاشان نیز تحت تأثیر تعلمیات شیعی قرار داشته و مردم این شهر از بینش شیعی مردم قم پیروی می کردند.

     مردم قم ، هم چنین برای زیارت مرقد مطهر امام علی بن موسی الرضا (ع) به مشهد مسافرت می کردند که امام هادی نیز آنها را در قبال این عمل "مغفور لهم" وصف کرده اند. (7)

 

احادیث امام هادی (ع)

 فروتنى‌ آن‌ است‌ كه‌ با مردم‌ چنان‌ كنى‌ كه‌ دوست‌ دارى‌ با تو چنان‌ باشند.

 

هر كس‌ از خدا بترسد ، مردم‌ از او بترسند ، و هر كه‌ خدا را اطاعت‌ كند ، از او اطاعت‌ كنند ، و هر كه‌ مطیع‌ آفریدگار باشد ، باكى‌ از خشم‌ آفریدگان‌ ندارد ،وهر كه‌ خالق‌ را به‌ خشم‌ آورد ، باید یقین‌ كند كه‌ به‌ خشم‌ مخلوق‌ دچار مى‌شود.

شخص‌ شكرگزار ، به‌ سبب‌ شكر ، سعادتمندتر است‌ تا به‌ سبب‌ نعمتى‌ كه‌ باعث‌ شكر شده‌ است‌ ، زیرا نعمت‌ كالاى‌ دنیاست‌ و شكرگزارى‌ ، نعمت‌ دنیا و آخرت‌ است‌ .

خداوند دنیا را سراى‌ امتحان‌ و آزمایش‌ ساخته‌ و آخرت‌ را سراى‌ رسیدگى‌ قرار داده‌ است‌ ، و بلاى‌ دنیا را وسیله‌ ثواب‌ آخرت‌ ، و ثواب‌ آخرت‌ را عوض‌ بلاى‌ دنیا قرار داده‌ است‌.

نارضایتى‌ پدر و مادر ، كم‌ توانى‌ را به‌ دنبال‌ دارد و آدمى‌ را به‌ ذلت‌ مى‌كشاند.

 مردم‌ در دنیا با اموالشان‌ و در آخرت‌ با اعمالشان‌ هستند.

شخصیت معنوی و موقعیت اجتماعی امام و مبارزه و عدم همکاری وی با خلفای زمان ، برای آنان غیر قابل تحمل بودو در نهایت تنها راه را خاموش نمودن نور خدا می دانستند. بدین ترتیب امام نیز همانند پدران خویش با شهادت به سوی معبود شتافت. وی در شهر سامرا توسط" معتز" ، حاکم عباسی مسموم و به شهادت رسید و در خانه خویش به خاک سپرده شد. 



منابع :

 1- علامه طبرسی ، اعلام الوری ، ص 355

 شیخ مفید ، الارشاد ، ص 327 -2

3-علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج 50 ، ص200

4- علی بن عیسی الاربلی ، کشف الغمه ، ج 3 ، ص 184

5- حسن بن علی بن شعبه ، تحف العقول ، ص 475-458

6- رجال ، شیخ طوسی ، ص 422-409

7- عیون اخبار الرضا ، ج2 ، ص260

 




طبقه بندی: ویژه نامه اهل بیت،  مذهبی،  فرهنگی،  اعتقادی، 
[ جمعه 20 آبان 1390 ] [ 08:12 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

نوری در بهشت:

رسول خدا فرمود: صلوات بر من نوری در بهشت خواهد شد

 

درخت محبوبه در بهشت:

رسول خدا فرمود كه در بهشت درختی است كه آن را محبوبه گویند .میوه آن در خت از انار كوچك تر ، از سیب بزرگتر ، سفیدتر از شیر، شیرین تر از عسل ونرم تر از مسك است ، واز آنمیوه نمی خورد مگر كسی كه هروز مداومت نماید به گفتن صلوات.

 

رفع عطش در قیامت:

حق تعالی وحی کرد به حضرت موسی(ع) که: ای موسی دوست داری که عطش قیامت تو را در نیابد ودر مواقف آن روز تشنه نباشی؟

عرض کرد:بلی

خطاب رسید :امروز در دنیا بر حبیب من صلوات فرست تا فردا از تشنگی قیامت در امان باشی.

 

مانع آتش جهنم:

امام صادق (ع) به صباح بن سبابه فرمود :آیا دعایی به تو بیاموزم كه روی تو را از آتش جهنم حفظ كند؟

گوید:بلی

فرمود: پس از دمیدن سپیده صبح صد بارصلوات بفرست .خداوند روی تو را از حرارت اتش دوزخ در امان دارد.

 

مانع ورود به آتش:

از رسول گرامی خدا (ص) روایت شده است كه فرمودند:

آن كس كه بر من درود بفرستد،داخل آتش نخواهد گردید وهركس درود فرستادن بر من را فراموش كند از را بهشت به خطا خواهد رفت.

 

نوشیدن شراب سلسبیل:

رسول خدا (ص) فرمود:هرکه بر من صد صلوات بفرستد حق تعالی بر وی هزار بار صلوات بفرستد حق تعالی اورا از فضل خود ثواب ده هزار نماز عطا فرماید وبیاشامد او را در حظیره ی قدس از شراب سلسبیل.

 

مژده بهشت:

رسول خدا (ص) فرمودند : هرکس هزار بار بر من صلوات بفرستد نمیرد تا مژده بهشت را گیرد .ودر رساله شهید ثانی این اثر را برای هزار بار صلوات در روز جمعه آورده است.

 

صلوات در ماه رمضان:

رسول خدا فرمود: در ضمن خطبه ای که در فضیلت ماه رمضان خواند فرمود: هرکه در این ماه بر من صلوات بفرستد حق تعالی ترازوی اعمال اورا سنگین می کند در روزی که ترازوهای اعمال سبک باشد

 

نور درقیامت:

رسول خد(ص) فرمود: هرکس بر من یک بار صلوات بفرستد خدای تعالی در روز بر بالای سر وجانب راست وچپ وبر بالا وپایین ودر همه اعضا وجوارح او نور می دهد.

 

صلوات وسه عنایت الهی:

رسول خدا فرمود : هرکس بهد از نماز ظهر ۱۰۰ مرتبه صلوات بفرستد خداوند با او سه کار کند اول این که مدیون نشود واگر مدیون شود خداوند ادا کند دوم اینکه ایمان اورا از زوال حفظ کند که این بزرگترین بخشش است سوم این که روز قیامت از نعمتی که به او داده نپرسد.

 

دوست پیامبر در بهشت اعلى  
امام رضا - علیه السلام - فرمودند:
یكى از اسرار آل محمد در صلوات بر پیامبر و آل او، این صلوات است :
اللهم صل على محمد و آل محمد فى الاءولین و صل على محمد و آل محمد فى الآخرین و صل على محمد و آل محمد فى الملاء الاءعلى و صل على محمد و آل محمد فى المرسلین . اللهم اعط محمدا الوسیلة و الشرف و الفضیلة و الدرجة الكبیرة . اللهم انى آمنت بمحمد و لم اره فلا تحرمنى یوم القیامة رؤ یته و ارزقنى صحبته و توفنى على ملته واسقنى من حوضه مشربا رویا سائغا هنیئا لا اظماء بعده ابدا انك على كل شى ء قدیر اءللهم كما آمنت بمحمد و لم اءره فعرفنى فى الجنان وجهه اءللهم بلغ روح محمد عنى تحیة كثیرة و سلاما ؛
همانا كسى كه سه بار در بامداد و سه بار در شب با این ذكر صلوات بفرستد، گناهانش از بین رفته و خطاهایش محو مى گردد؛ سرورش دوام یافته و دعایش مستجاب مى شود؛ به آرزویش رسیده و رزقش زیاد مى گردد، در مقابل دشمنش یارى گردیده ، اسباب همه خیرها برایش مهیا شده و از دوستان پیامبر در بهشت هاى اعلى قرار داده مى شود.

 درجات صلوات فرستاده بر پیامبر  
رسول خدا - صلى الله علیه و آله - فرمود:
در روز قیامت ، اول كسى كه حله بهشت پوشد، پدر من ابراهیم - علیه السلام - است ، و كرسى بر طرف راست عرش نهند، و او را بر آن نشانند و بعد از آن مرا حله پوشانند، و امیر المؤ منین على بن ابى طالب - صلوات الله و سلامه علیه - در پیش روى من بایستد، و تمام امت در عقب سر من بایستند - با تفاوت درجات - و هر بنده اى كه در عقب هر نماز فریضه ، ده مرتبه بر من و آل من صلوات فرستد، او را نزد من جاى دهند و مرا ببیند و من او را ببینم و روى او - مانند شب چهارده - تابان باشد.

اعطاى هفتاد هزار قصر بهشتى  
هر كه در شب جمعه یا روز جمعه ، یا شب پنج شنبه یا روز پنج شنبه ، یا شب دوشنبه یا روز دوشنبه ، چهار ركعت نماز به جاى آورد، به دو سلام ؛ و در هر ركعت ، هفت مرتبه سوره فاتحه و یك مرتبه سوره انا انزلناه بخواند و بعد از نماز، صد مرتبه بگوید:
اللهم صل على محمد و آل محمد
و صد مرتبه بگوید: اللهم صل على جبرئیل .
حق تعالى به او هفتاد هزار قصر عطا فرماید كه در هر قصرى ، هفتاد هزار خانه باشد و در هر خانه ، هفتاد هزار جاریه باشد.

 تحفه اى در بهشت  شخصى از پیامبر پرسید: صلوات فرستادن امت ، ارسال تحفه اى است به نزد شما، آیا از جانب شما تحفه اى براى ایشان خواهد بود؟
آن حضرت فرمود:
امروز، صلوات امت بر من ، تحفه اى است از ایشان براى من ؛ و فردا، تحفه من براى ایشان ، در بهشت خواهد بود.

 

صلوات امیر المؤ منین در روز جمعه  
از امیر المؤ منین على - علیه السلام - روایت است كه :هر كه هر روز سه بار، و در روز جمعه صد بار بگوید:
صلوات الله و ملائكته و انبیائه و رسله و حملة عرشه و جمیع خلقه على سیدنا محمد و آله و علیهم السلام و رحمة الله و بركاته .
صلوات فرستنده خواهد بود به صلوات تمام خلایق ، و در روز قیامت ، در زمره خواص آن حضرت ، مبعوث گردید. و آن حضرت ، دست او را گرفته ، با خود، داخل بهشت خواهد كرد.

به جاى آوردن حق نعمت بهشت  در كتاب ازهار - كه از كتب عامه است - مذكور است :هر كه هر روز، سه بار بگوید:
اللهم صل على محمد و آل محمد و سلم و اجزه عنا خیر الجزاء.
حق نعمت بهشت را به جاى آورده خواهد بود. و رسول خدا صلى الله علیه و آله از او عذرخواهى نمود. و از حق تعالى ، رفعت درجه او را سؤ ال خواهد فرمود
.

 

شرط ورود به بهشت  رسول اكرم - صلى الله علیه و آله فرموده است :
من كان آخر كلامه الصلوة على و على على دخل الجنة
هر كه آخرین سخنش به هنگام مرگ صلوات بر من و على علیهما السلام - باشد، داخل بهشت مى گردد.


 رضایت خداوند  
رسول الله صلى الله علیه و آله فرمود:
من سره ان یلقى الله غدا راضیا فلیكثر الصلاة على
هر كه خوشحال مى شود كه فرداى قیامت خدا را دیدار كند در حالى كه از او راضى و خشنود باشد، پس بسیار بر من صلوات و درود فرستد.




طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی،  اعتقادی، 
[ چهارشنبه 18 آبان 1390 ] [ 10:19 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
امام صادق علیه‏السلام : قالَ إِبْلیسُ: خَمْسَةُ (أَشْیاءَ) لَیْسَ لى فیهِنَّ حیلَةٌ

وَسائِرُ النّاسِ فى قَبْضَتى: مَنِ اعْتَصَمَ بِاللّه‏ِ عَنْ نِیَّةٍ صادِقَةٍ وَاتَّكَلَ عَلَیهِ فى

جَمیعِ اُمورِهِ وَمَنْ كَثُرَ تَسْبیحُهُ فى لَیْلِهِ وَنَهارِهِ وَمَنْ رَضِىَ لأَِخیهِ الْمُؤْمِنِ بِما

یَرْضاهُ لِنَفْسِهِ وَمَنْ لَمْ یَجْزَعْ عَلَى الْمُصیبَةِ حینَ تُصیبُهُ وَمَنْ رَضِىَ بِما قَسَمَ

اللّه‏ُ لَهُ وَلَمْ یَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ؛

شیطان گفت: پنج نفرند كه هیچ راهى به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت

من هستند: 1. هر كس با نیّت درست به خدا پناه ببرد و در همه كارهایش

بر او توكل كند، 2. كسى كه شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید، 3. كسى

كه براى برادر مؤمنش آن پسندد كه براى خود می ‏پسندد، 4. كسى كه

هرگاه مصیبتى به او می‏رسد، بی ‏تابى نمى ‏كند، 5. و هر كسى كه به آنچه

خداوند قسمتش كرده، خرسند است و غم روزیش را نمی‏خورد.


انشالله كه ره توشه ای برامون باشه.



التماس دعا




طبقه بندی: مذهبی،  فرهنگی،  اعتقادی، 
[ چهارشنبه 18 آبان 1390 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

دعاى چهار كس رد نشود


عن النبى صلى الله علیه و آله : انه قال فى وصیته له : یا على اربعة لاترد لهم دعوة ، امام عادل ، و والد لواده ، و الرجل یدعو لاخیه بظهر الغیب ، و الظلوم یقول الله جل جلانه ، و عزتى و جلالى لانتصرن لك و لو بعد حین .))
پیامبر اكرم در ضمن وصیت خود به على علیه السلام فرمود: اى على چهار دسته اند كه دعایشان رد نشود (و مستجاب شود) اول امام و پیشواى عادل دوم دعاى پدر درباره فرزند خود سوم مردى كه براى برادر دینى خود غائبانه دعا كند، چهارم دعاى مظلوم یعنى نفرین انسانى كه به او ستم شده .
خداوند مى فرماید: به عزت و جلالم قسم ، انتقام تو را هر وقت شده مى گیرم.


 http://s2.picofile.com/file/7131413438/edameh_matlab.gif


ادامه مطلب

طبقه بندی: مذهبی،  فرهنگی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

خدا به پیغمبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله مى‏گوید:

« أَلَمْ یَجِدْكَ یَتِیمًا فَـءَاوَى »

مى‏دانى چرا قبل از تولد، پدرت را از دنیا بردم؟ پدرت كه جوان و قوى بود، اما چرا مرگ او را رساندم؟ وقتى به دنیا آمدى، چرا مادرت را نگذاشتم كه شیر به تو بدهد؟ تو را به یك زن روستایى دادم كه او مواظبت باشد، و پیش مادرت نباشى؟ شش ساله نشده بودى كه به ملك الموت گفتم: برو، آمنه را هم بیاور؟ چون در چهل سالگى مى‏خواستم تو را مبعوث به رسالت كنم. اگر آن دو زنده بودند، بار رسالت و حق پدر و مادر، كمر تو را دو تا مى‏كرد، من این بارها را كم كردم.








طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 08:00 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

این دو نسل رو با هم مقایسه کنید  ... قضاوت با خودتان 

مرز میان این دونسل فقط و فقط یک سیم خاردار است. است،تفاوت در اینجاست،نسل اول سیم خاردار را به جان خرید و نسل دوم خاری را. *شاهد*

ما داریم به کجا می رویم؟؟؟ جواب خون شهدا و مادراشون اینه؟؟؟

 این همه شهید دادیم برای حفظ اسلام و ناموسمون... حالا چه خوب دارن از این اسلام پاسداری می کنند. همیشه گفته ایم شرمنده ایم... واقعا کار دیگری از دستمون برنمیاد؟؟؟

خواستیم با حجابمون، با علممون ادامه دهنده راه و مکتب شهدا باشیم. اینجوری شد...  

خدایا ما را پایمال کننده خون شهدا قرار نده.

التماس دعااااااااااااااااا


با تشکر فراوان از وبلاگ حجاب آیینه نور و رحمت




طبقه بندی: اعتقادی،  مذهبی،  فرهنگی، 
[ دوشنبه 16 آبان 1390 ] [ 12:00 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
تا بال به بال عشق بستی*تا هست جهان همیشه هستی


http://www.khedmat.ir/images/docs/000001/n00001758-b.jpg

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزی است كه خدای سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خویش فرا می خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را برای آنان می گسترد و درهای مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روی آنان می گشاید.
 

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا كه ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می كند. اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.

در این روز حجاج بیت ا... الحرام با وقوف در صحرای عرفات با خدای خویش به مناجات می پردازند و دعای عرفه امام حسین(ع) را قرائت می كنند.
مسلمانان نیز در گوشه گوشه این كره خاكی در این روز همه با هم نجوا كردند:
"خدای من، من به گناهانم اعتراف می كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصمیم به گناه گرفتم، منم كه نادانی كردم."
مسلمانان با شركت در آیین پرفیض و ملكوتی دعای عرفه، با ریختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و برای گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهی طلب مغفرت كردند.

***

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت ?عرفت? و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی ?عرف? صبر و شكیبایی و تحمل است. (1)
فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه? هو التَّوابُ الرّحیمْ
آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.
طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:
ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟
ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.
ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او بازگرد.
ـ چگونه توبه كنم؟
جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك
جز تو خدایی نیست لا الهَ الاّ اَنْتْ
كار بد كردم و بخود ظلم نمودم عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی
به گناه خود اعتراف می كنم وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی
تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ

آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......




ادامه مطلب

طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ شنبه 14 آبان 1390 ] [ 03:41 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
مأمون خلیفه عباسی که چون سایر خلفای بنی‌عباس از نفوذ باطنی امامان معصوم در بین مردم هراس داشت سعی کرد ابن الرضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد که یکی از حیله‌های وی برای اینکار ازدواج دخترش با امام بود.
امام نهم شیعیان حضرت جواد (ع) در سال 195هجری در مدینه ولادت یافت . نام آن بزرگوار محمد و معروف به جواد و تقی است . القاب دیگری مانند رضی و متقی نیز داشته ولی تقی از همه معروفتر است.
 امام محمد تقی (ع ) هنگام وفات پدر 8 ساله بود و پس از شهادت جانگداز حضرت رضا (ع) مقام امامت به فرزند ارجمندش حضرت جوادالأئمه (ع ) انتقال یافت.
 مأمون خلیفه عباسی که همچون سایر خلفای بنی عباس از پیشرفت معنوی و نفوذ باطنی امامان معصوم و گسترش فضایل آنها در بین مردم هراس داشت سعی کرد پسر امام رضا را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد.
 

ازدواج امام

 مأمون نخستین کاری که کرد، دختر خویش ام الفضل را به ازدواج حضرت امام جواد (ع ) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد .
 دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود، چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی می شود .مأمون همچنین می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقمند به آنان نشان دهدد.
 و البته باید در نظر داشت امامان از آنجا که از آینده اطلاع دارند، هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمی دهند، امام جواد نیز بخوبی از دسیسه های مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد.
 برای پذیرش این وصلت از سوی امام دلایلی ذکر شده است، از جمله اینکه: حفظ شیعیان از جمله دلایل امام محمدتقی(ع) برای این وصلت بوده است، امام با وجود آگاهی از حیله و نیرنگ مأمون به این وصلت رضایت می دهد تا شیعیان را از دسیسه های کینه توزانه مأمون حفظ کند.
 امام اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیله های از پیش تعیین شده خود دست یابد.
 

دوران امامت

 امام جواد (ع) در سال 203 هجری قمری پس از شهادت پدرش امام رضا (ع)، در سن هشت سالگی، به امامت رسید دوران هفده ساله امامت او با حکومت مأمون و معتصم، خلفای عباسی، همزمان بود.
 هنگامی که امام رضا (ع) به دعوت مامون از مدینه به توس رفت امام جواد (ع) که کودک بود، مانند دیگر افراد خانواده حضرت رضا (ع) در مدینه ماند و در سال 202 هجری قمری برای دیدار پدر به مرو رفت و سپس به مدینه بازگشت.
 از ویژگیهای بارز و شناخته شده امام، جود و بخشش آن بزرگواراست.
 

سفر حج و شهادت

 امام جواد (ع) به سفر حج رفت و از آنجا به مدینه بازگشت و تا پایان خلافت مأمون در آن شهر ساکن بود. پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی، در سال 220 هجری قمری، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفت و بنابر برخی روایتها به دستور معتصم مسموم شد و در همان سال به شهادت رسید.امام نهم آخر ماه ذیقعده سال 220 هجری به سرای جاویدان شتافت . مزار مطهر وی در کاظمین است.





طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ پنجشنبه 5 آبان 1390 ] [ 02:28 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

 

 

چرا جوانان از دین فراریند؟

 

چجوری جوانان را هدایت کنیم؟

http://s2.picofile.com/file/7131413438/edameh_matlab.gif

ادامه مطلب

طبقه بندی: مذهبی،  فرهنگی،  اعتقادی، 
[ دوشنبه 2 آبان 1390 ] [ 12:06 ق.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
مبادا با مسلمانان مهربانى نكند، بلكه باید بزرگانشان را محترم شمارد، و بر ناتوانان رحم آورد، و عالم ایشان را بزرگ دارد، و به آنان زیان نرساند تا خوار شوند، و به فقر گرفتارشان نكند تا كافر گردند، و در خانه خود را به روى آنان نبندد تا تواناى ایشان ناتوان را بخورد؛ و به هنگام لشكر كشى سختى بر آنان روا ندارد (و همه را در مرزها نگاه ندارد)، تا نسل امت قطع گردد.

شفاف؛

خبر نزدیكى وفات پیامبر «ص» به او داده شد، در صورتى كه صحیح و سالم بود و هیچ دردى نداشت. و این خبر را جبرئیل به او ابلاغ كرد. پس نداى «نماز جماعت» داد، و به مهاجران و انصار فرمود كه همه سلاح بردارند؛ و چون مردمان جمع شدند، پیامبر بر منبر بالا رفت و خبر مرگ خود را به ایشان داد، سپس گفت:

«خدا را به یاد آن كس می‌آورم كه پس از من، در میان امت والى و حاكم گردد. مبادا با مسلمانان مهربانى نكند، بلكه باید بزرگانشان را محترم شمارد، و بر ناتوانان رحم آورد، و عالم ایشان را بزرگ دارد، و به آنان زیان نرساند تا خوار شوند، و به فقر گرفتارشان نكند تا كافر گردند، و در خانه خود را به روى آنان نبندد تا تواناى ایشان ناتوان را بخورد؛ و به هنگام لشكر كشى سختى بر آنان روا ندارد (و همه را در مرزها نگاه ندارد)، تا نسل امت قطع گردد».

سپس گفت:

«ابلاغ كردم و خیر شما را گفتم، خود گواه باشید!»

امام صادق گفت: «این آخرین سخنى بود كه پیامبر بر روى منبر خود گفت».


منبع

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏27، ص: 246



طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ دوشنبه 4 مهر 1390 ] [ 06:15 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
برای تأمین نیازمندی‌های اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج، فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه‌ امری ضروری است، اجرای احكام اجتماعی اسلام هم لازم است و این امر به زمان حضور پیامبر و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ اختصاص ندارد یعنی احكام اسلام از جاودانگی برخوردار است و باید در همه زمان‌ها و مكان‌ها اجرا گردد و حكومت ایده‌آل و مطلوب در اسلام حكومتی است كه معصوم ـ علیه السلام ـ در رأس آن باشد هنگامی كه تحصیل مصلحت غیر قابل اغماضی در حد مطلوب و ایده‌آل میسّر نشد باید نزدیك‌ترین مرتبه به حدّ مطلوب را تأمین كرد...
برای پاسخ به این سؤال توجّه به این نكته لازم است كه «برای تأمین نیازمندی‌های اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج، فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه‌ امری ضروری است، اجرای احكام اجتماعی اسلام هم لازم است و این امر به زمان حضور پیامبر و امامان معصوم ـ علیهم السّلام ـ اختصاص ندارد یعنی احكام اسلام از جاودانگی برخوردار است و باید در همه زمان‌ها و مكان‌ها اجرا گردد و حكومت ایده‌آل و مطلوب در اسلام حكومتی است كه معصوم ـ علیه السلام ـ در رأس آن باشد هنگامی كه تحصیل مصلحت غیر قابل اغماضی در حد مطلوب و ایده‌آل میسّر نشد باید نزدیك‌ترین مرتبه به حدّ مطلوب را تأمین كرد.

 در زمان غیبت كه مردم از مصالح حكومت معصوم محروم هستند باید به دنبال نزدیك‌ترین و شبیه‌ترین حكومت به حكومت امام معصوم باشیم، نزدیكی یك حكومت به حكومت امام معصوم ـ علیه السلام ـ در 3 امر متبلور می‌شود، نخست علم به احكام كلی اسلام (فقاهت)، دوم شایستگی روحی و اخلاقی به گونه‌ای كه تحت تأثیر هواهای نفسانی و تهدید و تطمیع‌ها قرار نگیرد (تقوا) و سوم كارآیی در مقام مدیریت جامعه كه به خصلت‌های فرعی از قبیل درك سیاسی و اجتماعی، آگاهی از مسائل بین‌المللی، شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران، حدس صائب در تشخیص اولویت‌ها و اهمیت‌ها قابل تحلیل است»[1]

پس وجود حكومت برای اداره جامعه امری ضروری است كه اختصاص به زمان حضور امام معصوم ـ علیه السلام ـ ندارد و حكومت مطلوب و ایده‌آل در نظام اسلامی در درجه اول حكومتی است كه در آن امام معصوم ـ علیه السلام ـ حاكم باشد كه احتمال گناه و خطا و اشتباه در او نیست و در درجه بعد در صورتی كه امكان دسترسی به امام معصوم ـ علیه السلام ـ نباشد مانند زمان غیبت، حاكم اسلامی كسی است كه نزدیك‌ترین فرد به امام معصوم ـ علیه السلام ـ از حیث شرایط و صفات ویژه‌ای مانند علم، عدالت، تقوا و تدبیر باشد كه احتمال خطا و اشتباه با وجود این صفات و شرایط خاص در او ا تا حد قابل ملاحظه‌ای كاهش می‌یابد به حدّی كه عقلاء و نوعِ مردم به احتمال خطا و اشتباه وی ترتیب اثر نمی‌دهند و این مانند رجوع به یك متخصص در حیطه تخصص اوست كه اگرچه احتمال اشتباه در نظر او داده می‌شود. ولی این احتمال باید توجّه به آگاهی او در زمینة تخصصْ بسیار ضعیف است كه عقلاء به آن ترتیب اثر نمی‌دهند.[2]

 در قانون اساسی[3] به شرایط و صفات رهبر یعنی صلاحیت علمی لازم برای افتاء و عدالت و تقوا و بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر،‌ شجاعت، مدیریت و قدرت كافی برای رهبری اشاره شده است. علاوه در كنار وجود این شرایط و صفات نظارت مجلس خبرگان بر اعمال رهبر كه در قانون اساسی مطرح شده كه خود عامل كنترل و جلوگیری از اشتباه در تصمیم‌گیری‌های رهبر است.
هم‌چنین به كارگیری مشاوران مختلف در امور سیاسی، اجتماعی. اقتصادی و فرهنگی و... توسط رهبر در قالب مجمع تشخیص مصلحت نظام كه در قانون اساسی[4] نیز به آن اشاره شده است نیز عاملی جهت كاهش احتمال خطا و اشتباه در تصمیمات حكومتی است لذا با توجّه به این عوامل نظام ولایت فقیه مناسب‌ترین و بهترین گزینه‍ای است كه در زمان غیبت می‌توانیم برای نظام اسلامی در نظر بگیریم چرا كه با توجّه به عدم امكان دسترسی به امام معصوم در زمان غیبت یا باید معتقد باشیم كه خداوند برای زمان غیبت حكمی ندارد و مسلمانان را به حال خود گذاشته شده‌اند، این فرض با حكمت خداوند و جامعیت و خاتمیت دین اسلام سازگار نیست، یا این‌كه معتقد باشیم كه خداوند برای زمان غیبت برنامة خاصی دارد كه با توجّه به عوامل یاد شده بهترین و مطمئن‌ترین راه برای نظام اسلامی نظام ولایت فقیه است. «ما لا یُدرَكُ كُلُّه لایُتْرَكَ كُلّه»[5] اگر امری را به صورت كامل نمی‌توان درك نمود نباید كُل آن را ترك نمود و این شیوه و روش عقلاء است. علاوه بر توجّه به این نكته هم لازم است كه احتمال خطا و اشتباه در حكومت‌های غیردینی به مراتب بیشتر وجود دارد. لذا اگر امر دائر باشد بین این‌كه در زمان غیبت حكومت دینی یعنی ایجاد شود یا حكومت غیر دینی با توجّه به این‌كه احتمال اشتباه و خطا در حكومت دینی به مراتب كمتر از حكومت غیر دینی است لذا از نظر عقلی این حكومت بر سایر حكومت‌ها ترجیح دارد.
معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. محمد تقی مصباح یزدی، نظریه سیاسی اسلام، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
2. محمد تقی مصباح یزدی، نظام سیاسی اسلام، قم: انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
3. عبدالله جوادی آملی، ولایت فقیه.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . مصباح یزدی، محمدتقی، نظام سیاسی اسلام، ص 200.
[2] . قانون اساسی، اصل 109.
[3] . قانون اساسی، اصل 111.
[4] . قانون اساسی، اصل 112.
[5] . عزالی اللثالی، ج 4، ص 58.







طبقه بندی: فرهنگی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 29 شهریور 1390 ] [ 04:50 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]

حمزه بن ابوالمطلب، عموى پیامبر گرامى اسلام بود، دو سال پیش از ولادت رسول خدا (ص) دیده ‏به جهان گشود.  در میان جوانان قریش در دلاورى و بزرگوارى برجسته و در آزاداندیشى، آزادمنشى و ستم ‏ستیزى سرآمد بود.  سلحشورى و توان رزمى وى همزمان با آغاز دوره جوانى نمودار شد.

آن آزادمرد، حتى پیش از پذیرش اسلام، از رسول خدا در برابر آزارهاى مشركان ‏حمایت مى‏كرد، گرویدن وى به اسلام موجب سربلندى دین خدا شد; زیرا پس از آن ‏مسلمانان از انزوا بیرون آمدند و قریش با درك پشتیبانى توانا و استوار حمزه از پیامبر اكرم(ص) از آزارهاى خود كاستند و رفتارشان با رسول خدا و مسلمانان ‏ملایمتر شد. حمزه (ع) همراه دیگر مسلمانان به مدینه هجرت كرد و خدمات ارزنده‏اى بویژه درامور نظامى ارائه داد.  پیامبر اكرم (ص) به مسائل دفاعى حكومت نوبنیاد خود اهتمام خاصى داشتند. ایشان ‏با تشكیل گروههاى رزمى درصدد برآمدند امنیت مدینه را تامین كرده، مسلمانان را براى رویارویى با دشمنان آماده سازند.

بر این اساس هفت ماه پس از هجرت، نخستین‏ گروه گشتى رزمى را به فرماندهى حضرت حمزه (ع)، اعزام نمودند. گرچه این ‏رویارویى بدون درگیرى پایان یافت ولى نشانه‏اى از اقتدار سپاه اندك اسلام در برابر كاروان بزرگ مشركان بود. رسول گرامى اسلام در ربیع ‏الاول سال دوم هجرت غزوه «ابواء» را تدارك دید  و درجمادى‏الاولى غزوه «ذات العشیره‏» را به قصد تعقیب كاروان قریش سازماندهى كرد. در این دو غزوه نیز پرچمدار سپاه اسلام، حضرت حمزه بود.

آن رزمنده نستوه در جنگ بدر حضورى درخشنده داشت. این نبرد با امدادهاى الهى و دلاورى‏هاى بى ‏مانند امیرمومنان على (ع) و سلحشورى حمزه، با پیروزى قاطع سپاه اسلام‏ به پایان رسید. در این پیكار تنى چند از سران كفر به دست تواناى حضرت حمزه به هلاكت ‏رسیده یا به اسارت درآمدند. سیدالشهدا حمزه ‏بن ‏عبدالمطلب در غزوه «بنى قینقاع‏» پرچمدار سپاه اسلام بود. یهودیان بنى ‏قینقاع نخستین گروه یهود بودند كه با اسلام اعلام جنگ نمودند، سپاه اسلام قلعه آنها را محاصره كرد. آنگاه رسول خدا (ص) آنان را از مدینه تبعید نمود و اموالشان را مصادره كرد.  

یك سال پس از جنگ بدر، غزوه احد با هدف مقابله با مشركانى كه براى انتقام‏گیرى‏از مسلمانان و جبران شكست‏ بدر به سمت مدینه آمده بودند آغاز گردید. حمزه و برخى دیگر از مسلمانان سلحشور، معتقد به جنگ برون ‏شهرى بودند، حمزه به ‏رسول خدا عرض كرد: «سوگند به آن كه قرآن را بر تو فرستاد امروز دست ‏به غذا نخواهم برد، مگر آنكه بیرون مدینه با شمشیر خود بر دشمن بتازم!» حضرت حمزه از معدود قهرمانانى ‏بود كه در جنگ، نشان بر خود مى‏نهاد و بدین وسیله خود را به دوست و دشمن معرفى‏مى‏كرد. او نمونه‏اى از شجاعت و دلیرى در میدان نبرد بود، خود را به اعماق صفوف ‏دشمن مى‏رساند و با دشمن درگیر مى‏شد، از قدرت بازوى برجسته‏اى بهره‏مند بود. در احد با دو شمشیر پیش رسول خدا مى‏جنگید و مى‏گفت: «من شیر خدا هستم!»

شهادت:

در احد، به هنگام تهاجم دشمن، وفادار و ثابت ‏قدم از رسول خدا دفاع مى‏كرد و توانست ‏سى مشرك جنگجو را به هلاكت ‏برساند. ولی کینه دیرینه هند همسر ابوسفیان که پدر و برادر خود را در جنگ بدر بدست جنگجوی حمزه بن عبدالمطلب از دست داده بود، او را واداشت که غلام حبشی خود، «وحشى‏» را در صورت به شهادت رساندن حمزه، وعده آزادی و رهایی از بردگی دهد. و بدینگونه حین جنگ حضرت حمزه بن عبدالمطلب با زوبین غلام که در كمین آن سردار دلاور بود، مورد نشان قرار گرفته شد و آن بزرگوار پس از عمرى جهاد در راه خدا و یارى پیامبر گرامى به ملكوت اعلى پیوست و آن سردار رشید، شهید شاهد بارگاه ‏الهى شد. رسول خدا (ص) در منزلت او فرمود: «سالار شهیدان در روز قیامت نزد خداوند حمزه است‏»  قبر مطهر حمزه سید الشهدا در قبرستان احد (محل واقعه جنگ احد) در مدینه منوره واقع شده و مزار آن سردار شهید و دیگر شهیدان احد همواره زیارتگاه عاشقان و عارفان الهى و الهام ‏بخش جهاد و شهادت به ‏مبارزان بوده است. «السلام علیك یا عم رسول الله السلام علیك یا خیر الشهداء السلام علیك یا اسد الله و رسوله‏»

**********************                                           ************************

بعد از شهادت حضرت حمزه(ع)، پیامبر(ص) خطاب به عمویش فرمود:"اگر بر قریش کافر دست یابم، هفتاد نفر را در عوض تو، گوش و بینی ببرم" که آیه یکصدو بیست و شش نحل نازل شد:"و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم". آیا از پیامبر(ص) بعید نیست این طور تند سخن گفته باشد، زیرا اخلاق و عفو پیامبر(ص) مشخص است؟
در روایات می خوانیم که آیة مذکور در جنگ "اُحُد" نازل شد، و دلیل این که پیامبر(ص) این طور ناراحت شد و فرمود، این است که اوّلاً:پیامبر(ص) در وضع دردناک و فجیع شهادت حمزه را ملاحظه کرده و این که دشمن به کشتن او قناعت نکرده، بلکه سینه و پهلوی او را با قساوت دریده و کبد یا قلب او را بیرون کشیده و گوش و بینی او را قطع نموده بودند. پیامبر به شدّت ناراحت شد، زیرا علاوه بر دیدن چنین قساوتی عجیب و کم سابقه، حمزه(ع)، عموی آن بزرگوار بودند و عطوفت و مهربانی بسیاری نسبت به ایشان داشتند. با دیدن چنین صحنه ای به خدا عرض کرد:‌ "حمد از آنِ تو است و شکایت به تو می آورم، و تو در برابر آنچه می بینم، یار و مددکار مایی". سپس فرمود:"اگر بر قریض چیره شوم، آن‌ها را مثله می کنم". در این هنگام آیة شریفه نازل شد، که بلافاصله پیامبر(ص) عرض کرد:"[در مقابل این حادثه ناگوار] خدایا، صبر می‌کنم". با این این لحظه شاید دردناکترین لحظه ای بود که در تمام عمر بر پیامبر(ص) گذشت، ولی باز پیامبر (ص) راه عفو و گذشت را انتخاب فرمود. در سرگذشت فتح مکه می خوانیم:آن روز که پیامبر بر این سنگدلان پیروز شد، فرمان عفو عمومی صادر کرد. اگر انسان بخواهد نمونة عالی بزرگواری و عواطف انسانی را ببیند، باید داستان اُحد را در کنار داستان فتح مکّه بگذارد و آن دو را با هم مقایسه کند.
ثانیاً:‌ در قرآن مجید خوانده ایم:"محمدٌ رسول الله والّذین معه اشدّآء علی الکفار رحماء بینهم؛محمد(ص) پیامبر خدا است و کسانی که با او هستند، بر کافران سختگیرند و با یکدیگر مهربان".[8] رحمت و مهربانی پیامبر(ص) مربوط به امّت اسلام می‌باشد، گرچه این عفو شامل کفار هم شد،‌همانند فتح مکّه.
ثالثاً:در روایات دیده می‌شود که این جمله (اگر پیروز شدیم، بیشتر از این تعداد از آن‌ها را مُثله خواهیم کرد) را گروهی از مسلمانان گفتند.[9]
چهارم:اصل این عمل( قصاص و مقابله به مثل تنها در مورد یک نفر) بنابر آیاتی که می‌گوید:"اگر کسی به شما تجاوز کرد، همانند او پاسخ دهید. چشم در مقابل چشم و گوش در مقابل گوش" می‌تواند صحیح باشد. و با عدالت سازگار است و روایت "مثله هفتاد نفر" شاید اصلاً صحیح نباشد، یا اصل روایت هم دچار مشکل باشد. در هر حال پیامبر حتی آن کار را که طبق جزای عادلانه بود،‌ عمل نکرد و از طریق عفو و گذشت در آمد.
[8] سورة محمد[48] آیة 29.
[9] تفسیر تبیان،‌ ج 6، ص 440، به نقل از تفسیر نمونه، ج 11، ص 458 - 457، با اقتباس و تلخیص.




طبقه بندی: مذهبی،  اعتقادی، 
[ پنجشنبه 24 شهریور 1390 ] [ 11:27 ق.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  

درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به محبان اهل بیت است. من این وبلاگ رو به حمایت از مداح اهل بیت حاج محمود کریمی نوشتم. فقط و فقط به خاطر این که به ایشان علاقه دارم.

این وبلاگ متعلق به تمام محبان اهل بیت - علیهم السلام - می باشد و فقط برای استفاده مردم و بازدیدکنندگان میباشد


حتما از وب سایت فطرس (مرکز دانلود مداحی های حاج محمود کریمی) دیدن فرمایید

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

وبلاگ هواداران حاج محمود کریمی




 دلنوشته های منتظران ظهور