پایگاه اطلاع رسانی رایه العباس
قالب وبلاگ
پنج ویژگی رزمنده ولایت‌مدار

بر این اساس رزمندگان جبهه پیروان انبیا، مبارزان مدافع ولایت، پنج ویژگی‌دارند:
۱- با خدا و غرق در خدا هستند.
۲- صبور و بردبارند (این دو، مورد بحث ما نیست) 

و سه ویژگی اینها سلبی است:
یعنی خداوند در این آیه اول می‌فرماید: «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا» وهن در زندگی یک مجاهد نیست، دوم؛ ضعف در زندگی‌اش نیست، و سوم؛ استکانت در زندگی‌اش جای ندارد، تفاوت این سه نكته در كجاست؟ وهن یعنی ضعف اراده و تصمیم‌گیری و عزم از یك سو و ضعف جسمی؛ سست بودن جسمی از سوی دیگر و استکانت یعنی کرنش و خضوع در مقابل دشمن. بعضی از مفسرین ذیل این آیه نوشته‌اند: این مثلث سه ضلعی عامل سقوط است. وهن و ضعف و استکانت یعنی سستی اراده و جسم و کرنش و خضوع در مقابل دشمن، کوتاه آمدن در مقابل دشمن. «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ».
لذا رزمندگان، مجاهدان و شجاعان عزم قوی دارند هیچ‌گاه در مقابل دشمن از خودشان ضعف اراده نشان نمی‌دهند. چون اراده‌شان قوی است؛ ضعف جسمی هم ندارند. 

انت حی لاتنصره!
دست باید محکم باشد تا ۴هزار آدم را از کنار شریعه فراری بدهد، این بدن محکم است! اما این بدن قوی از درون قوی و شدید حاصل آمده است یعنی عزم محکم است. مشکلی که الان در جامعه داریم همین است. یک نگاهی به این صحنه کربلا کنید، فکر می‌کنید اینهایی که نیامدند نمی‌دانستند پسر زهرا(س) را باید یاری کرد؟ امیرالمومنین(ع) دست گذاشت روی شانه امام حسین(ع)، براء بن عاذب هم ایستاده بود. می‌گوید امام علی(ع) به من فرمود: ای براء این حسین من است «یقتل بارض بابل» در سرزمین کربلا کشته می‌شود «و انت حی لاتنصره» تو در آن روز زنده هستی و یاری‌اش نمی‌کنی، عجیب است. اصلا بعضی از اینها در مسیر خودشان به امام حسین(ع) گفتند ما از جدت شنیدیم که فرمود تو شهید می‌شوی، حتی بعضی گفتند از جدت شنیدیم که فرمود هرکس حاضر باشد و صدای حسین من را بشنود و یاری‌اش نکند؛ عذاب در انتظارش است.
یا شخصی به نام «هرثمه» می‌گوید: من در صفین با امام علی(ع) بودم، وقتی از صفین برمی‌گشتیم، رسیدیم به سرزمینی که نامش کربلاست. دیدم آقا پیاده شد مقداری از خاک را برداشت و بویید و بوسید و فرمود: خوشا به تو ای خاک، رجالی از روی تو برمی‌خیزد. بدون حساب وارد بهشت می‌شوند در حالی که امام حسین(ع) هم آنجا ایستاده بود.
 
آقا به او فرمود «صبرا یا اباعبدالله(ع)» حسینم آن روز صبور باش همین آقا در لشکر عمر سعد بوده. در ایام محرم خودش آمد خدمت حضرت امام حسین(ع) گفت: یا بن رسول‌الله! من در همین سرزمین از پدرت امیرالمومنین(ع) شنیدم درباره شما این‌طور فرمود و من آن روز آن حرف را بزرگ شمردم و تمسخر کردم. گفتم مگر می‌شود یک کسی آینده‌نگری کنداما امروز نتیجه آن را می‌بینم. یابن‌رسول‌الله! پدر شما خبر داد کسانی که اینجا کنار شما کشته شوند بدون حساب به بهشت می‌روند. پدر شما فرمود در گذشته و آینده نظیر ندارند. 

امام حسین(ع) به او فرمود: «انت معنا او علینا» حالا تو با ما یا با دشمن ما هستی؟ گفت: «لا لک و لا علیک» من نه با شما و نه با دشمن شما هستم! «لی اولاد صغار» من بچه‌های کوچک دارم، می‌روم کوفه از زن و بچه‌ام محافظت کنم. 

متاسفانه افراد متعدد این جواب را به امام حسین(ع) دادند. این وهن و سستی است. 

آل عقیل؛ پسران ام‌البنین
شب عاشورا امام حسین(ع) به فرزندان عقیل فرمود: همه‌تان بروید شما یک آقایی مثل مسلم داده‌اید دیگر بس است. من همین را از شما پذیرفتم. آل عقیل بالغ بر ده شهید در کربلا داشتند. آقا به همه فرمود که بروید ولی به بعضی‌ها خصوصی فرمود به مجموعه‌تان برگردید من بیعتم را از شما برداشتم که اشک در چشمان بچه‌های عقیل حلقه زد و رو کردند به اباعبدالله(ع) و گفتند: به خدا از این صحرا نمی‌رویم تا شهادت و جان دادن ما را شما ببینی. تا اراده قوی است، خبری از ضعف در جسم نیست تا اراده قوی است خبری از استکانت و کرنش در برابر دشمن نیست. 

پسران ام‌البنین! همه صغیر بودند وقتی امیر‌المومنین به شهادت رسید. بعضی‌هایشان فقط شیرخواره بودند بابا را دیدند. در کربلا یکی از برادران عباس فقط ۲۱ سالش است در زمان امام علی(ع) دو، سه سال داشته. بزرگ اینها اباالفضل(ع) است که زمان امام علی(ع) ۱۶ سال داشته است. ام‌البنین اینها را یتیم بزرگ کرده و فرستاده کربلا. 

صبح عاشورا عباس سه برادرش را جمع کرد و گفت: بچه‌های مادر من جلو بروید مقابل دشمن، حتی اراکم قتیلا و نصحتم لله و لرسوله. من می‌خواهم جان دادن شما را ببینم و یاری کردن شما را به پسر فاطمه(س) خودم ببینم و شاهد باشم. 

دوری از سه ضلع شوم
این مثلث سه ضلعی را در زندگی‌مان دور کنیم. خدا می‌فرماید: اگر کسی سه ویژگی یعنی ضعف اراده، ضعف قوا و کرنش در برابر دشمن را از خودش دور کرد و صبوری کرد و با خدا بود ما ثواب دنیا و آخرت را به او می‌دهیم و دستش را می‌گیریم و رهایش نمی‌کنیم. حالا اینها را می‌دانیم. اما نمی‌دانیم چرا اراده‌ها ضعیف است؟ چرا بعضی در مقابل دشمن کرنش می‌کنند(!) عبیدالله بن عباس شب در رکاب امام حسین(ع) است و صبح به معاویه پیوسته؟ چرا بعضی‌ها مثل شبث بن ربعی هم در سپاه امام حسین(ع) پیدایش می‌شود هم در سپاه مختار، هم در سپاه مصعب بن زبیر؟ چقدر این آدم ملعون است؟ اینها سه جبهه جداست، سه زاویه جداست، چرا بعضی اراده و عزمشان ضعیف می‌شود؟ 

ضعف بینش؛ تعلقات
این سوال دو پاسخ دارد:
۱- ضعف بینش، ضعف آگاهی
۲- تعلقات، وابستگی‌ها
البته به نظر من دومی بیشتر است. اما بعضی از اوقات ضعف‌های اراده به این می‌رسد که آدم آگاهی‌اش کامل نیست. اگر کسی بداند وقتی چشمش را بر روی نامحرم ببندد چه می‌شود هیچ وقت به نامحرم نگاه نمی‌کند. اباعبدالله(ع) یک نامه‌ای در روز ششم محرم نوشته است جالب است. ایشان ۳ نامه به محمد حنفیه دارد؛ یکی در مدینه است که وصیتنامه‌اش است، دومی از مکه است، سومی را ششم محرم به محمد حنفیه نوشته است. یقینا این نامه قبل از روز عاشورا به محمد حنفیه نمی‌رسیده است. پس چرا نوشته شده است؟ نامه یک سطر است. 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مِن حسین بن علی الی اخیه؛ این نامه از حسین(ع) است به برادرش محمد حنفیه و تمام کسانی که در مدینه از بنی‌هاشم هستند کأنّ الدّنیا لم‌تکن و کأنّ الاخره لم‌تزل والسلام 

دو تا کلمه است! مردم، مثل اینکه دنیا اصلاً وجود نداشته است و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست. 

برتری‌جو و مفسد نباشید
امیر‌المومنین(ع) می‌آید و در بازار کوفه می‌ایستد گاهی اشک می‌ریخت، گریه می‌کرد و می‌فرمود: «تلک الدار الاخره نجعلها ‌للذین لایریدون علوّا فی الارض و لافساداً» این آیه باید نصب‌العین همه مسئولین نظام ما باشد. در آخرت عاقبت‌ به‌خیری برای کسی است که دو ویژگی‌ دارد:
۱- متکبر و به دنبال علو نباشد
۲- اهل فساد نباشد.
اگر می‌خواهید عزمتان را قوی کنید:
۱- بینشتان را قوی کنید.
۲- تعلقات را پایین بیاورید. اگر تعلقات و وابستگی‌ها کم شد انسان راحت می‌تواند عزم و اراده را قوی کند. 

پس آیه ۱۴۶ آل عمران ۵ ویژگی برای رزمنده‌ها بیان داشت:
۱- خدایی بودن
۲- صبور بودن
۳- عزم قوی داشتن
۴- ضعف نداشتن
۵- کرنش در مقابل دشمن نکردن
و می‌گوید می‌دانی رزمنده‌ها بعدش چه دعایی دارند؟ 

می‌دانی این‌ آدم‌هایی که قوی‌اند شجاع‌اند، صبورند و غرق در خدایند دعایشان چیست؟ «وما کان قولهم الا ان قالو ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی‌امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی‌القوم‌ الکافرین» اسم این دعا را من می‌گذارم دعای رزمندگان. 

این آدم‌هایی که اینطورند دعایشان این است: خدا ما را ببخش، خدایا ما را استوار کن، خدایا ما را پیروز کن. بعد می‌دانید خدا چه می‌گوید؟ آخرش خوش است. آیه ۱۴۸ را هم ببینید می‌گوید: آنهایی که این ویژگی‌ها را دارند این دعا را هم می‌خوانند ما دو ثواب به آنها می‌دهیم: «ثواب الدنیا و ثواب الاخره» هم در دنیا دستشان را می‌گیریم، هم درآخرت.
عباس(ع) عبد صالح خدا مصداق این آیه بود، تمام وجود علمدار کربلا اطاعت و پیروی محض از امامش است.


پنج ویژگی رزمنده ولایت‌مدار

بر این اساس رزمندگان جبهه پیروان انبیا، مبارزان مدافع ولایت، پنج ویژگی‌دارند:
۱- با خدا و غرق در خدا هستند.
۲- صبور و بردبارند (این دو، مورد بحث ما نیست) 

و سه ویژگی اینها سلبی است:
یعنی خداوند در این آیه اول می‌فرماید: «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ماضَعُفُوا وَ مَااسْتَكانُوا» وهن در زندگی یک مجاهد نیست، دوم؛ ضعف در زندگی‌اش نیست، و سوم؛ استکانت در زندگی‌اش جای ندارد، تفاوت این سه نكته در كجاست؟ وهن یعنی ضعف اراده و تصمیم‌گیری و عزم از یك سو و ضعف جسمی؛ سست بودن جسمی از سوی دیگر و استکانت یعنی کرنش و خضوع در مقابل دشمن. بعضی از مفسرین ذیل این آیه نوشته‌اند: این مثلث سه ضلعی عامل سقوط است. وهن و ضعف و استکانت یعنی سستی اراده و جسم و کرنش و خضوع در مقابل دشمن، کوتاه آمدن در مقابل دشمن. «فَماوَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ».
لذا رزمندگان، مجاهدان و شجاعان عزم قوی دارند هیچ‌گاه در مقابل دشمن از خودشان ضعف اراده نشان نمی‌دهند. چون اراده‌شان قوی است؛ ضعف جسمی هم ندارند. 

انت حی لاتنصره!
دست باید محکم باشد تا ۴هزار آدم را از کنار شریعه فراری بدهد، این بدن محکم است! اما این بدن قوی از درون قوی و شدید حاصل آمده است یعنی عزم محکم است. مشکلی که الان در جامعه داریم همین است. یک نگاهی به این صحنه کربلا کنید، فکر می‌کنید اینهایی که نیامدند نمی‌دانستند پسر زهرا(س) را باید یاری کرد؟ امیرالمومنین(ع) دست گذاشت روی شانه امام حسین(ع)، براء بن عاذب هم ایستاده بود. می‌گوید امام علی(ع) به من فرمود: ای براء این حسین من است «یقتل بارض بابل» در سرزمین کربلا کشته می‌شود «و انت حی لاتنصره» تو در آن روز زنده هستی و یاری‌اش نمی‌کنی، عجیب است. اصلا بعضی از اینها در مسیر خودشان به امام حسین(ع) گفتند ما از جدت شنیدیم که فرمود تو شهید می‌شوی، حتی بعضی گفتند از جدت شنیدیم که فرمود هرکس حاضر باشد و صدای حسین من را بشنود و یاری‌اش نکند؛ عذاب در انتظارش است.
یا شخصی به نام «هرثمه» می‌گوید: من در صفین با امام علی(ع) بودم، وقتی از صفین برمی‌گشتیم، رسیدیم به سرزمینی که نامش کربلاست. دیدم آقا پیاده شد مقداری از خاک را برداشت و بویید و بوسید و فرمود: خوشا به تو ای خاک، رجالی از روی تو برمی‌خیزد. بدون حساب وارد بهشت می‌شوند در حالی که امام حسین(ع) هم آنجا ایستاده بود.
 
آقا به او فرمود «صبرا یا اباعبدالله(ع)» حسینم آن روز صبور باش همین آقا در لشکر عمر سعد بوده. در ایام محرم خودش آمد خدمت حضرت امام حسین(ع) گفت: یا بن رسول‌الله! من در همین سرزمین از پدرت امیرالمومنین(ع) شنیدم درباره شما این‌طور فرمود و من آن روز آن حرف را بزرگ شمردم و تمسخر کردم. گفتم مگر می‌شود یک کسی آینده‌نگری کنداما امروز نتیجه آن را می‌بینم. یابن‌رسول‌الله! پدر شما خبر داد کسانی که اینجا کنار شما کشته شوند بدون حساب به بهشت می‌روند. پدر شما فرمود در گذشته و آینده نظیر ندارند. 

امام حسین(ع) به او فرمود: «انت معنا او علینا» حالا تو با ما یا با دشمن ما هستی؟ گفت: «لا لک و لا علیک» من نه با شما و نه با دشمن شما هستم! «لی اولاد صغار» من بچه‌های کوچک دارم، می‌روم کوفه از زن و بچه‌ام محافظت کنم. 

متاسفانه افراد متعدد این جواب را به امام حسین(ع) دادند. این وهن و سستی است. 

آل عقیل؛ پسران ام‌البنین
شب عاشورا امام حسین(ع) به فرزندان عقیل فرمود: همه‌تان بروید شما یک آقایی مثل مسلم داده‌اید دیگر بس است. من همین را از شما پذیرفتم. آل عقیل بالغ بر ده شهید در کربلا داشتند. آقا به همه فرمود که بروید ولی به بعضی‌ها خصوصی فرمود به مجموعه‌تان برگردید من بیعتم را از شما برداشتم که اشک در چشمان بچه‌های عقیل حلقه زد و رو کردند به اباعبدالله(ع) و گفتند: به خدا از این صحرا نمی‌رویم تا شهادت و جان دادن ما را شما ببینی. تا اراده قوی است، خبری از ضعف در جسم نیست تا اراده قوی است خبری از استکانت و کرنش در برابر دشمن نیست. 

پسران ام‌البنین! همه صغیر بودند وقتی امیر‌المومنین به شهادت رسید. بعضی‌هایشان فقط شیرخواره بودند بابا را دیدند. در کربلا یکی از برادران عباس فقط ۲۱ سالش است در زمان امام علی(ع) دو، سه سال داشته. بزرگ اینها اباالفضل(ع) است که زمان امام علی(ع) ۱۶ سال داشته است. ام‌البنین اینها را یتیم بزرگ کرده و فرستاده کربلا. 

صبح عاشورا عباس سه برادرش را جمع کرد و گفت: بچه‌های مادر من جلو بروید مقابل دشمن، حتی اراکم قتیلا و نصحتم لله و لرسوله. من می‌خواهم جان دادن شما را ببینم و یاری کردن شما را به پسر فاطمه(س) خودم ببینم و شاهد باشم. 

دوری از سه ضلع شوم
این مثلث سه ضلعی را در زندگی‌مان دور کنیم. خدا می‌فرماید: اگر کسی سه ویژگی یعنی ضعف اراده، ضعف قوا و کرنش در برابر دشمن را از خودش دور کرد و صبوری کرد و با خدا بود ما ثواب دنیا و آخرت را به او می‌دهیم و دستش را می‌گیریم و رهایش نمی‌کنیم. حالا اینها را می‌دانیم. اما نمی‌دانیم چرا اراده‌ها ضعیف است؟ چرا بعضی در مقابل دشمن کرنش می‌کنند(!) عبیدالله بن عباس شب در رکاب امام حسین(ع) است و صبح به معاویه پیوسته؟ چرا بعضی‌ها مثل شبث بن ربعی هم در سپاه امام حسین(ع) پیدایش می‌شود هم در سپاه مختار، هم در سپاه مصعب بن زبیر؟ چقدر این آدم ملعون است؟ اینها سه جبهه جداست، سه زاویه جداست، چرا بعضی اراده و عزمشان ضعیف می‌شود؟ 

ضعف بینش؛ تعلقات
این سوال دو پاسخ دارد:
۱- ضعف بینش، ضعف آگاهی
۲- تعلقات، وابستگی‌ها
البته به نظر من دومی بیشتر است. اما بعضی از اوقات ضعف‌های اراده به این می‌رسد که آدم آگاهی‌اش کامل نیست. اگر کسی بداند وقتی چشمش را بر روی نامحرم ببندد چه می‌شود هیچ وقت به نامحرم نگاه نمی‌کند. اباعبدالله(ع) یک نامه‌ای در روز ششم محرم نوشته است جالب است. ایشان ۳ نامه به محمد حنفیه دارد؛ یکی در مدینه است که وصیتنامه‌اش است، دومی از مکه است، سومی را ششم محرم به محمد حنفیه نوشته است. یقینا این نامه قبل از روز عاشورا به محمد حنفیه نمی‌رسیده است. پس چرا نوشته شده است؟ نامه یک سطر است. 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مِن حسین بن علی الی اخیه؛ این نامه از حسین(ع) است به برادرش محمد حنفیه و تمام کسانی که در مدینه از بنی‌هاشم هستند کأنّ الدّنیا لم‌تکن و کأنّ الاخره لم‌تزل والسلام 

دو تا کلمه است! مردم، مثل اینکه دنیا اصلاً وجود نداشته است و آخرت همیشگی و دائم بوده و هست. 

برتری‌جو و مفسد نباشید
امیر‌المومنین(ع) می‌آید و در بازار کوفه می‌ایستد گاهی اشک می‌ریخت، گریه می‌کرد و می‌فرمود: «تلک الدار الاخره نجعلها ‌للذین لایریدون علوّا فی الارض و لافساداً» این آیه باید نصب‌العین همه مسئولین نظام ما باشد. در آخرت عاقبت‌ به‌خیری برای کسی است که دو ویژگی‌ دارد:
۱- متکبر و به دنبال علو نباشد
۲- اهل فساد نباشد.
اگر می‌خواهید عزمتان را قوی کنید:
۱- بینشتان را قوی کنید.
۲- تعلقات را پایین بیاورید. اگر تعلقات و وابستگی‌ها کم شد انسان راحت می‌تواند عزم و اراده را قوی کند. 

پس آیه ۱۴۶ آل عمران ۵ ویژگی برای رزمنده‌ها بیان داشت:
۱- خدایی بودن
۲- صبور بودن
۳- عزم قوی داشتن
۴- ضعف نداشتن
۵- کرنش در مقابل دشمن نکردن
و می‌گوید می‌دانی رزمنده‌ها بعدش چه دعایی دارند؟ 

می‌دانی این‌ آدم‌هایی که قوی‌اند شجاع‌اند، صبورند و غرق در خدایند دعایشان چیست؟ «وما کان قولهم الا ان قالو ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی‌امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی‌القوم‌ الکافرین» اسم این دعا را من می‌گذارم دعای رزمندگان. 

این آدم‌هایی که اینطورند دعایشان این است: خدا ما را ببخش، خدایا ما را استوار کن، خدایا ما را پیروز کن. بعد می‌دانید خدا چه می‌گوید؟ آخرش خوش است. آیه ۱۴۸ را هم ببینید می‌گوید: آنهایی که این ویژگی‌ها را دارند این دعا را هم می‌خوانند ما دو ثواب به آنها می‌دهیم: «ثواب الدنیا و ثواب الاخره» هم در دنیا دستشان را می‌گیریم، هم درآخرت.
عباس(ع) عبد صالح خدا مصداق این آیه بود، تمام وجود علمدار کربلا اطاعت و پیروی محض از امامش است.





طبقه بندی: فرهنگی،  مذهبی،  اعتقادی، 
[ سه شنبه 27 دی 1390 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ علی اکبر مختاری ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


این وبلاگ متعلق به محبان اهل بیت است. من این وبلاگ رو به حمایت از مداح اهل بیت حاج محمود کریمی نوشتم. فقط و فقط به خاطر این که به ایشان علاقه دارم.

این وبلاگ متعلق به تمام محبان اهل بیت - علیهم السلام - می باشد و فقط برای استفاده مردم و بازدیدکنندگان میباشد


حتما از وب سایت فطرس (مرکز دانلود مداحی های حاج محمود کریمی) دیدن فرمایید

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

وبلاگ هواداران حاج محمود کریمی




 دلنوشته های منتظران ظهور



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات